تبليغاتX
شیشه بر مشت - دیدی؟.../ پویا آریانا
فقط خودم نمی دانم

ديدي؟ تمام من تو نبودي تمام شد

 

شرمنده ام اگر كه نگاهت حرام شد

 

مجنون تر از هميشه به پاي تو ريختم

 

«من» را ولي «تو» قسمت ابن السلام شد

 

«تو» «او» شدي براي من، انگار بعد تو

 

رنگ سياه چشم تو در من مدام شد

 

من شاعر تمام تو بودم، تو حل شدي

 

در شعرهاي من كه چنين بادوام شد

 

تو نيستي و بر همه ام زخم مانده است

 

بعدا اگر خداي نكرده جذام شد

 

عذرت قبول نيست، بهانه نياوري

 

كه من فريب خورد، كه من خام خام شد

 

تو بايد انتخاب كني بين من و... من

 

حالا بگو گزينه ي قلبت كدام شد؟

 

 

 پويا آريانا 

23/2/87

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 15:43  توسط پویا آریانا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این جا ایران است
صدای من
روی 64 کیلو هرتز
نمی دانم موج بلند است یا کوتاه
پویا
آریانا
دو واژه ی غریب
در من
این منم

نوشته های پیشین
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
پویاآریانا(من هیچ وقت شاعر می شوم)
سید مهدی موسوی(غزل پست مدرن)
مریم حقیقت(پسا غزل)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان