![]() |
![]() |
|
| فقط خودم نمی دانم |
|
استكان ليز خورد چايم ريخت وااااااااااااااااااااااای (چاي ريخت روي پايم) ، ريخت ↓
بر هم اعصاب شعرهايم را بعد دردي كه در كجايم ريخت «يك نفر نيست دست بر دارد از سرم خسته ام رهايم ...»،ريخت↓ خون من توي شيشه ي …آن وقت يك نفر توي لحظه هايم ريخت… بعد هي سر كشيد توي خودم و خودش را سر دعايم ريخت با خودم حرف/ مي زند مادر دست روي… و رد پايم ريخت توي شعر كسي كه يك جايي دوست دارد مرا… برايم ريخت↓ مادرم چاي ديگري ، خوردم/ غصه ي… (اشك لابلايم ريخت) هي سرم گيج / مي رود از دست لحظه ها… واي نه خدایم/ ريخت... پویا آریانا |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:3 توسط پویا آریانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این جا ایران است
صدای من روی 64 کیلو هرتز نمی دانم موج بلند است یا کوتاه پویا آریانا دو واژه ی غریب در من این منم |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
پویاآریانا(من هیچ وقت شاعر می شوم) سید مهدی موسوی(غزل پست مدرن) مریم حقیقت(پسا غزل) |
|
RSS
|