![]() |
![]() |
|
| فقط خودم نمی دانم |
|
هي لابلاي بی کسی ام پرسه می زنم اما تويي كه بعد مرا استحاله ... كم↓ مي آوري مرا ... و مرا دوست ... بعد من «چايي نخورده زود پسر خاله مي شوم»
اما سر قرار نيامد ، تو باز هم↓ اصرار مي كني كه بماني و ساعتت هي درد مي كشد (و مرا کرد متهم) افسرده مي شوي و سراغ طناب دار ... (ای وای سرنوشت خودت را چه بد رقم...) «احمق نشو» ]نصيحت يك دوست[ تو مصر... لعنت به من ]ميان خودم هي زدم قدم[ احمق چرا چرا...؟ ( وسرم مي خورد به سنگ) هي زنگ پشت زنگ مگر این که با قسم... «رد تماس» (زندگي ام تيره مي شود) ... ... (از این به بعد من قلمم را شکسته ام) |
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 16:3 توسط پویا آریانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این جا ایران است
صدای من روی 64 کیلو هرتز نمی دانم موج بلند است یا کوتاه پویا آریانا دو واژه ی غریب در من این منم |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
پویاآریانا(من هیچ وقت شاعر می شوم) سید مهدی موسوی(غزل پست مدرن) مریم حقیقت(پسا غزل) |
|
RSS
|