![]() |
![]() |
|
| فقط خودم نمی دانم |
|
فریاد زد که :« بعد از این پویا برام مرد» و خاطرات خوب او در من ترک خورد و بعد از آن تنها شدم تنها تر از درد و لحظه ها اعصابشان از دست من خرد... «- من دوستش دارم» «- عذابش دادی اما» «- یعنی مرا می بخشد او؟» - آن دختر کرد- و بعد از آن در خواب دیدم که خودش بود آمد مرا از من گرفت و تا خودش برد شاید دوباره دست هایم را بگیرد شاید عروس مادرم آن دختر کرد... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:48 توسط پویا آریانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این جا ایران است
صدای من روی 64 کیلو هرتز نمی دانم موج بلند است یا کوتاه پویا آریانا دو واژه ی غریب در من این منم |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
پویاآریانا(من هیچ وقت شاعر می شوم) سید مهدی موسوی(غزل پست مدرن) مریم حقیقت(پسا غزل) |
|
RSS
|